دو رقیب آشتی ناپذیر
مترجم: عبدالحسین مصحفی
منازعات نیوتن و لایب نیتس در سده ی هفدهم
نخست نیوتن، در فاصله ی سال های 1665 تا 1666، و پس از آن گوتفرید ویلهلم لایب نیتس، در فاصله ی سال های 1672 تا 1676، هر یک جداگانه و بدون آگاهی از کار یکدیگر به ساماندهی حسابان پرداختند. پیشینیان این دو اَبَر هوشمند با قاعده هایی سروکار داشتند که هر چند راهکارهایی هوشمندانه به شمار می آمدند، دامنه ی کاربردهای آن ها محدود بود. به عنوان نمونه، کاربرد بسیاری از قاعده ها تنها در زمینه ی چند جمله ای ها بود و این که بتوان مسئله ای را با تبدیلی ساده به صورت چند جمله ای نمایش داد. در 1637 دکارت امیدوار شده بود که هندسه می تواند منحصر به مطالعه ی منحنی های جبری [=منحنی های با معادله ی جبری] باشد. اما درخشش خارج از انتظار منحنی های چرخزاد (1)، زنجیره (2) و نمودارهای تابع های مثلثاتی و لگاریتمی در سال های پس از سده ی هفدهم، آرایه ای با گستره ای فزاینده از مسئله ها را پیش آورد و گستردگی بیشتر و قدر و مرتبه ی والاتر ریاضیات را نمایان تر ساخت. قاعده هایی که کاوالیری، فرما، والیس، و بارو در زمینه ی کار با نماها به دست داده بودند، تا وقتی معتبر بودند که سروکار با تابع های متعالی (3) پیش نیامده بود؛ در سال های دهه ی از 1666 تا 1676، ریاضیات با تنگناهایی روبرو شده بود و نیازی مبرم به الگوریتمی عمومی داشت که بتواند در تابع های از هر گونه ای، چه گویا و چه گنگ، چه جبری و چه متعالی، به کار رود. نیوتن و لایب نیتس با فراهم آوردن آنالیزی نو، عمومی و نامتناهی، این نیاز را برآورده ساختند.دستیابی نیوتن و لایب نیتس به این آنالیز نو، پیامد پیگیری های آن ها در شناخت ویژگی ها و انبوه کاربردهای بسط سری های نامتناهی (4) بود. دستیابی به این شناخت با چنان اهمیتی نزد نیوتن جلوه کرده بود که با پافشاری و اطمینان کامل آن را جزء بنیادی آنالیز نو می دانست و نیز دلیل این که بارها قضیه ی دو جمله ای را به او نسبت داده اند. این قضیه را برای توان های صحیح و همچنین قاعده ی توالی جمله های آن را از مدت ها پیش می شناخته اند. (5) اما نیوتن این قضیه را تعمیم داد و نخستین کسی است که آن را برای نماهای کسری هم به کار برد و نشان داد که بسط آن در این حالت پایان ندارد.
پیشینیانِ نیوتن در به دست آوردن مساحت سطح زیرمنحنی هایی درمانده بودند. نمونه اش، انتگرال
بستگی نزدیکی با لگاریتم دارد، زیرا طول های نقطه های منحنی به تصاعد هندسی و مساحت زیر منحنی به تصاعد حسابی افزایش می یابد. نیوتن دریافت که می توان تابع لگاریتمی
لایب نیتس هم همانند نیوتن خیلی زود به کارایی و توان مندی سری های بی پایان پی برد و به بهره گیری از آن ها روی آورد. سری
نیوتن نخستین اثرش در زمینه ی حسابان (8) را در سال 1669 فراهم آورد، اما از آن رو که گمان می برد بحث و جدلی ناخوشایندش را پیش آورد از انتشار آن تا 1711 خودداری کرد. او در این کتاب قصد و معنی جامعی را که از به کار بردن واژه ی «آنالیز» داشته است چنین شرح می دهد:
و هر آنچه آنالیز متعارف به کمک معادله های با جمله هایی به تعداد محدود انجام می دهد ... این روش جدید هم در هر حال می تواند همان را به کمک معادله های با جمله های به تعداد نامتناهی به انجام برساند؛ از این رو و بدون آن که تردیدی را به خود راه دهم همان نام آنالیز را برای آن برگزیدم. زیرا در هیچ یک از دو روش نه اعتبار استدلال ها و نه دقت معادله ها کم تر از دیگری نیست... نتیجه ی نهایی آن که ما می توانیم وابستگی به هنر تجزیه و تحلیل را بدون هیچ ایرادی معتبر به شمار آوریم اگر به کمک مساحت ها، طول ها، وابسته هایی دیگر، از خم هایی انجام گرفته باشد که مشخص کردن آن ها به گونه ی دقیق و به شیوه ی هندسی (8) ممکن باشد.
نیوتن با این استدلال این دیدگاه را بیان می کند که روند کار الگوریتم های ریاضی در فرایندهای نامتناهی درست به همان گونه ی روند کار آن ها در جبر معمولی است. اگر بنا باشد مخترع حسابان به این مفهوم را انتخاب کنیم، نیوتن تنها گزینه است. سهم و مشارکت نیوتن در پیشبرد این حسابان این نبوده است که قاعده ای را برای مشتق گیری یا برای انتگرال گیری به دست دهد یا این که معکوس بودن این دو عمل را نسبت به هم بازگو کند؛ آنچه که او آن را نمایان ساخته این است که این ها همه جزء هایی از یک آنالیز نوین هستند – کاربرد فرایندهای نامتناهی در بررسی عمومی تابع های از هر گونه.
لایب نیتس نیز، دیرتر از نیوتن و مستقل از او، بر پایه ی آنالیزی نو و عمومی که آن را به سال 1676 اعلام کرد به اختراع حسابان از همان گونه دست یافت. او در مقاله هایی که در این زمینه در سال های 1684 و 1686 در مجله ی ریاضی نشریه ی فرهیختگان (9) به چاپ رساند روش جدید خود را، با این ویژگی که در مقابله ی با تابع های گنگ و متعالی هم کارایی خود را از دست نمی دهد، شرح و بسط داد.
... بنابراین، همان گونه که پیش از این، جبردان ها پذیرفته اند حرف ها یا عددهای معمولی را به جای مقدارهای مورد نظر به کار ببرند، من هم پذیرفته ام در سر و کار داشتن با مسئله های شامل مقدارهای متعالی، معادله های معمولی و یا معادله های نامعین [=بسط سری های نامتناهی] را به جای خط های [=تابع های] مورد نظر به کار ببرم ... و از این راه است که حساب تحلیلی [=حسابان]، آن تابع هایی را هم دربر می گیرد که تاکنون تنها به این علت که در خور آن نیستند بر کنار مانده بودند.
دکارت با آگاهی و امید به این که هندسه اش مرحله ای جدید را در گسترش و پیشرفت زمینه ی کار فراهم می آورد آن را از قوه به فعل درآورد. نیوتن و لایب نیتس هم می دانستند نوآوری های آن ها راه را برای روی کار آمدن آنالیزی نو و فراتر از جبر معمولی باز خواهد کرد. اصطلاح های «آنالیز مرتبه ی بالا» (10) و «آنالیز عالی» (11) که سرتاسر سده ی هجدهم به مفهوم وجه تمایز فرایندهای نامتناهی از روش های جبر معمولی به کار می رفتند در واقع نمایان گر تأکیدی بودند بر تشخیص صحیح نیوتن و لایب نیتس و نشانه ی تأییدی بود بر اهمیت وکارایی دستاورد آنان.
نشانه گذاری ها و به کار بردن نمادها در ریاضیات، درک و فهم این دانش رابهتر و آسان تر و گرایش دانش دوستان را به آن بیشتر کرده بود. لایب نیتس هم بر آن شد تا آنالیزی نو را که پدید آورده بود با چنین پیرایه ها بیاراید وآن را بهتر بشناساند. او این اندیشه را به کار بست و اصطلاح ها و نمادهایی را روی کار آورد که تا به امروز هم بر جای مانده اند و همین ارزشمندی اندیشه و کار او را می رساند. نیوتن در انتشار اندیشه هایش و به چا رساندن کتاب هایش همواره دودل بود. در برابر، زیاد یادداشت بر می داشت و دستنوشته های زیاد فراهم می آورد. اما تنها کمی از این دستنوشته ها بر جای مانده است. یک دستنوشته ی او، که تاریخ اکتبر 1666 را دارد، درباره ی روش حل مسئله ها از راه حرکت است؛ به نوشته ی خودش: یافتن چیزی از گونه ی مساحت ها، مماس ها، و گرانیگاه خم ها، به شیوه ای که مختص ها با زمان تغییر می کنند. در این جا، آهنگ های تغییر (12) (=سرعتهای) دو مختص x و y را به ترتیب با نمادهای p و q به کار میبرد، اما کمی پس از آن، «حرف های نقطهدار»
را به ترتیب زیر به دست می آورد: x را با x+po و y را با y+qo جانشین می کند. از معادله ای که به دست می آید معادله ی داده شده را کم می کند، پس از تقسیم حاصل بر o و حذف جملههایی که هنوز عامل o را دارند (از آن رو که o و جمله های شامل آن «بی نهایت کوچک» فرض می شوند) رابطه ی
را به دست می آورد که آن، مقدار شیب که همان نسبت q به p است، برابر با مقدار زیر به دست می آید:
نیوتن در کتاب کوادرتورها (14) که آن را در سال 1676 نوشته بود و سرانجام در سال 1704 چاپ شد، اصطلاح «بی نهایت کوچک» را به کنار نهاد؛ نخست نسبت فلوکسیون های q به p
را به دست می آورد و جمله ی
پی نوشت ها :
1- .cycloid
2- .catenary
3- .transcendental functions
4- infinite – series.
5- نزد ریاضیدانان ایرانی دوره های گذشته هم موضوعی آشنا بوده است. – م.
6- fluent.
7- The series of Mercator .
8- .De analysi per aequationes numero terminorum infinitas
9- با به کار بستن استدلال هندسی – م.
10- Acta eruditorum.
11- higher analysis.
12- sublime analysis.
13- rates of change.
14- .fluxion
15- De quaratura.
16- prime and ultimate ratio.
17- Principia.
18- dependent variable.
19- independent variable.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}